تبليغاتX
هدفون -
صداهایی که فقط من می شنوم!!
 

چند تا از حرکات موزون و مقفای تقریبا قدیمی را که در حالت سرانده شده بودند را در اسباب بازی ِ آخری که داشتیم یابیدیم یا سرو. از این دو حال خارج نیستیم. این فرهنگ هدایتی را باید بریزیم دور! این پدرسالاری احلیل مدار ، این نفهمیدن ِواقعیت زن ، این ، را باید بریزیم دور برداریم!بس است دیگر! هدایت هفتاد سال بر ذهن و تاریخ درونی ِ ما حکومت کرد . و حالا ما نوبت ماست یکچندی! مقالهِ قضیه ی بوف کور را هم پاکنویستم که یکخورده بخندیم. فعلا چند تا از حرکات موزون و مقفای تق!

                                 

( به هادی محیط  ـ بهار ۸۲)

شیراز ، بهار ، خانه ی نیستِ هست

پایان یـقـیـن خـمار یک تردیـد سـت

در آتش نارنج ، و با سیخی ِ ابر

ناچار تلو تلو کشان میخوانیم :

این خام بدم پخته شدم سوختم است !

 

از هندسه ام به آینه خیره شدم

وهمی آمد ، و کم کمک تیره شدم

دیدم نا  بوده ام ، نه این ، چون آن ام

یک نعره ی سرد ، سوختم ، شیره شدم

 

(به احمد خادم پر ــ دی ۸۲ )

اینجا آتشگاه ! و من ، تو ، عـو عـو

وهم رادیو ، سه تار ، بنگ ... اع ! من کو؟!

در سرمای بیرون شک می لرزد

باید بدهیم مرگمان را ما بـو

 

دوسه تای دیگه هم بود که جدا کرده بودمشون اما کاغذه همرام نیست.اگه گذرم اینطرفا افتاد  و آورده بودمشون میخونم برات.چشممم بدجور میسوزه.نظرتو راجع به این کارا بگو حتما. البته اگه خواستی فکر کنی همینجوری گفتمشون و محض تفنن و اینا ، بهت اجازه میدم فکر کنی . البته فقط به توا !!

 

|+| نوشته شده توسط م.ح.ن. در پنجشنبه 1384/10/01  |
 
 
بالا